درد دل با امام رضا

شب شده بود و دلم دوباره غم گرفته بود

به یاد کرب و بلا برا حرم گرفته بود

داشتم از غصه می مردم به یاد کرب و بلا

گفتم امشب رو میرم زیارت امام رضا

رفتم و رو به ضریح با صفاش زانو زدم

حرفای دلم رو پیش ضامن آهو زدم

گفتم آی امام رضا ،تو رو به حق مادرت

یه نگاه کن به دل سیاه این کبوترت

من غلامتم، تو باید به دلم شاهی کنی

برای زیارت حسین منو راهی کنی

میون درد دلام توی همین حال و هوا

دیدم انگاری نشسته روبروم امام رضا

دیدم آقای غریبم داره گریه میکنه

سر تکون میده ازم داره گلایه میکنه

میگه ای کسی که حال خودتو خوب میدونی

تو که صبح تا شب داری دل منو می سوزونی

با چه رویی اومدی پیش من امام رضا

با چه رویی اومدی میخوای بری کرب و بلا

به حریم ما تا محرم نشی فایده نداره

کربلا بری و آدم نشی فایده نداره

به آقام گفتم  امام رضا،تو رو به حق مادرت

یه نگاه کن به دل سیاه این کبوترت

تا که از صدق و صفا عاشق و مبتلا بشم

اونجوری که تو میخوای زائر کربلا بشم

اربعین

ایام اربعین حسینی تسلیت باد

طرح بيعت با امام زمان (عج)


سلام همرزم

از شما دعوت می شود در اجرای طرح بيعت با امام زمان (عج), به حلقه های 40 نفره منتظران برای دعا و روزه ی همگاني در روز پنج شنبه 14 دی 1391 مصادف با روز اربعين سرور و سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام)؛ با نیت تعجیل در ظهور امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به حضرت آقا بپيونديد.

براي اطلاعات بيشتر به وبلاگ زبر مراجعه نموده, و در صورت تمايل، حضور خودتان را با معرفي نام تان در بخش نظرات اعلام بفرماييد.

در ضمن از شما درخواست مي شود اين دعوت را به تمامی علاقمندان و عاشقان حضرت مهدی (عج), حضوراً یا از طریق سایت و یا وبلاگ خود اطلاع رساني نموده و ديگر مشتاقان را نيز به اين جمع پيوند دهيد.
☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼
http://albeyatolellah.blogfa.com


انشاالله امام زمان (ع) شما را در صف سربازان و منتظران حقيقی خويش قرار دهد.
به امید آمادگی دلها برای ظهور ... انشاء الله

زبان حال حضرت رقيه سلام الله عليها

پدر من، پسر فاطمه، مهمان من است

عمه، مهمان نه که جان من و جانان من است

کنج ویرانه شام و سرخونین پدر

آسمان در عجب از این سر و سامان من است

از بهشت آمده آقای جوانان بهشت

یوسف فاطمه در کلبه احزان من است

اوست موسای من و غمکده ام وادی طور

آتش نخله طور از دل سوزان من است


یاد باد آنکه شب و روز، مرا می بوسید

اینکه امشب سر او زینت دامان من است

گر لبش سوخته از تشنگی و سوز جگر

به خدا سوخته تر از لب او، جان من است

می زنم بر لب او بوسه که الفت زقدیم

بین این لعل لب و دیده گریان من است

بر دل و جان مؤید شرری زد غم من

که پس از دیر زمان باز غزل خوان من است

 سيد رضا مويد